چشممون چند وقتیه به دره؛ اگه بدونی
دلمون تنگه. تو بیا. مگه نگفتی سر میزنی؟ تابستون کش میاد تا میتونه. خیلی تنگه. با اینکه حتی پاییزم نیست. من دیوونهم؛ درست! اما من نکردم. نفهمیدم چی شد بهخدا. خیلی فکر میکنیم مگه ما چیکار کردیم که میگن دیوونهس. قیافهمون شبیه پدرزن ونگوک شده: دستان زیر چانه، با کلاه، نگاه غمآلود. بیا گلخونه کن، ایام سرده وسط اینهمه تابستون قلبالاسد. یادمون رفته دیگه اون هایوُهوی و نعره مستانهمون. چند وقتیه دیگه کسی دندونامون رو ندیده.
برچسب:
نویسنده: رویا پاکدل
تاريخ: سه
شنبه
6 مرداد
1405 ساعت: 21:30